آنکه بداند و عمل کند و بياموزد، در ملکوت اعظم بس بزرگ به شمار آيد . [عيسي عليه السلام]
دفتر مشق!
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونيــک  ||  RSS  ||  Atom  ||
+ مقاله

دانشجو :: شنبه 2/4/1386 ساعت 10:18 عصر

هو المعين
عنوان مقاله : وبلاگ نويسي طلاب ، چرايي و چگونگي

مقدمه :‏
يکي از جنبه هاي مهم اديان ، آموزش مباني و احکام دين و تبليغ آن مي باشد و امروزه اين جنبه آموزشي و ترويجي دين ‏تاثير زيادي از رشد و گسترش تکنولوژي هاي نوين ارتباطي گرفته است . به ويژه اينترنت با شکستن بعد مکان ، اين امکان ‏را به اديان گوناگون داده است که بتوانند پيام خود را به اقصي نقاط جهان برسانند و يا بتوانند به راحتي با پيروان خود در ‏هر نقطه اي از جهان که باشند ارتباط برقرار کنند ، در حالي که اين امر هزينه‌اي اندک و سرعتي بالا دارد .
اسلام نيز به عنوان يکي از اديان مهم جهان امروز که خود را ديني جهاني معرفي مي کند ، مي تواند از اين فرصت در ‏جهت رشد و گسترش خود در ميان ملل گوناگون ، بهره جويد . اگر نهادهاي مختلف اسلامي با زبان اينترنت آشنا شوند و آن ‏را در جهت اهداف خود به کار گيرند علاوه بر جنبه تبليغي مذکور مي توانند براي  مسلماناني که در کشورهاي مختلف دنيا ‏پراکنده اند ، جامعه مجازي يکپارچه اي ايجاد کرده و در صورت نياز به پاسخگويي سؤالات آنها بپردازند .‏
اين مقاله ابتدا با مروري به رسانه هاي سنتي مبلغين مذهبي و توجه به اهميت آن ها ، به رشد و گسترش تکنولوژي هاي ‏نوين و ويژگي هاي آن و فرصت هايي که اين رسانه هاي جديد در اختيار مبلغين قرار مي دهد ، توجه خواهد کرد . در ‏ادامه با توجه به انواع فعاليت هايي که مبلغين مي توانند در اين فضا داشته باشند ، که عبارتند از فعاليت در سايت ها ، ‏وبلاگ ها و چت روم ها ، و با توجه به ويژگي هاي خاص وبلاگ ، وبلاگ نويسي را به عنوان يکي از راههاي موثر در ‏زمينه تبليغ معرفي مي نمايد . سپس با توجه به رواج وبلاگ نويسي طلاب ، به عنوان مبلغان مذهبي ، با نگاهي آسيب ‏شناسانه به بررسي وبلاگ هاي طلاب خواهد پرداخت .‏
از نظر نگارنده موضوع وبلاگ نويسي طلاب ، موضوع مهمي است که متاسفانه در ايران چندان مورد توجه قرار نگرفته ‏است ، در حالي که روزنامه ي اينترنتي گاردين آبان ماه سال 1385به موضوع وبلاگ نويسي طلاب ايراني پرداخته و خبر ‏نگار روزنامه لس آنجلس تايمز نيز در بهمن ماه سال 85 در جمع تعدادي از اين طلاب وبلاگ نويس حاضر شده و به ‏مصاحبه با آن ها پرداخته است . ‏ادامه مطلب...

نوشته هاي ديگران()

+ يه خواهش کوچيک!

دانشجو :: سه‏شنبه 25/2/1386 ساعت 9:52 عصر

هو المعين


اين جلسه سر کلاس، استاد ازمون خواست که پرسشنامه اي آنلاين رو پر کنيم، و البته تو دفتر مشقمون تبليغش کنيم!!!
حسب الامر استاد!:
لطف کنيد براي اين که شما هم قدمي موثر در جهت ساخت فضاهاي مجازي دانشگاهي ايران برداشته باشيد، اين پرسشنامه رو پر کنيد.
اگر هم يه کم طولاني به نظرتون اومد به نتيجه مثبتي که اين تحقيق خواهد داشت فکر کنيد!

پيشاپيش از همکاريتون سپاسگزارم!


نوشته هاي ديگران()

+ من هم مي ميرم! چه مي گويد؟

دانشجو :: شنبه 22/2/1386 ساعت 4:26 صبح

هو المعين


همان طور که پيش از اين بيان شد خبر از واقعيت خارجي، نمي تواند به طور کامل تنها به بيان آن حادثه بپردازد، چرا که راويان آن خبر در هر حال حادثه را تنها از ديد خود مي بينند و نگرش ها، عقايد و ... آن ها در انعکاس خبر تاثير مي گذارد به علاوه براي انتقال پيام توليدگر خبر مجبور است از رمزهايي بهره ببرد که دلالت به آن واقعيت دارند و طبيعتا اين رموز براي انتقال واقعيت خارجي با محدوديت هايي هم رو به رويند. به عبارت بهتر هر نوع پيام رسانه اي و به طور کلي تر هر نوع پيام، نه انعکاس واقعيت خارجي که بازنمايي آن است. و اين بازنمايي بسته به توليدگر آن، مي تواند جنبه هايي از واقعيت خارجي را در بر گيرد و يا حتي واقعيت خارجي را با توجه به تعريف توليدگر پيام، کاملا دگرگون سازد. در اين رابطه مي توان به بازنمايي چهره ي اسلام و مسلمانان در رسانه هاي غرب توجه کرد که به ويژه پس از يازده سپتامبر سعي در ارائه ي تصويري وحشتناک از اسلام دارد. اين موضوع تا حدي پيش رفته است که امروزه اسلام وحشت موضوع بحث و گفتگوي بسياري از انديشمندان گشته است.


در اين جا سعي دارم به بازنمايي شهر و روستا در يکي از اشعار سلمان هراتي بپردازم:


من هم مي ميرم
اما نه مثل غلامعلي
که از درخت به زير افتاد
          پس گاوان از گرسنگي ماغ کشيدند
          و با غيظ ساقه هاي خشک را جويدند
          چه کسي براي گاوها علوفه مي ريزد؟


من هم مي ميرم
اما نه مثل گل بانو
که سر زايمان مرد
        پس صغرا مادر برادر کوچکش شد
        و مدرسه نرفت
        چه کسي جاجيم مي بافد؟


من هم مي ميرم
اما نه مثل حيدر
که از کوه پرت شد
       پس گرگها جشن گرفتند
و خديجه بقچه هاي گلدوزي شده را
                           در ته صندوقها پنهان کرد
                                 چه کسي اسب هاي وحشي را رام مي کند؟
من هم مي ميرم
اما نه مثل فاطمه
     از سرماخوردگي
           پس مادرش کتري پرسياوشان را
                       در رودخانه شست
                       چه کسي گندم ها را به خرمن جا مي آورد؟
من هم مي ميرم
اما نه مثل غلامحسين
از مارگزيدگي
                پس پدرش به دره ها و رودخانه هاي بي پل
                نگاه کرد و گريست
                            چه کسي آغل گوسفندان را پاک مي کند؟
من هم مي ميرم
اما در خياباني شلوغ
در برابر بي تفاوتي چشمهاي تماشا
زير چرخهاي بي رحم ماشين
ماشين يک پزشک عصباني
وقتي از بيمارستان دولتي بر مي گردد
پس دو روز بعد
در ستون تسليت روزنامه
زير يک عکس 4*6 خواهند نوشت
اي آنکه رفته اي...
چه کسي سطلهاي زباله را پر مي کند؟


هر چند شاعر صراحتا مقايسه اي بين شهر و روستا نکرده است و لفظي از اين دو به ميان نياورده، چنين به نظر مي رسد که اين شعر به نحوي به نقد زندگي شهر نشيني مي پردازد.
بيان نوع مرگ تاسف برانگيز ديگراني که به نظر مي رسد همگي روستايي باشند، و با عبارت من هم مي ميرم اما نه مثل... آغاز مي شود چنين به مخاطب القا مي کند که شاعر بهتر از ديگران خواهد مرد! اما در انتهاي شعر زماني که شاعر به توصيف چگونگي مرگ خود مي پردازد، ناراحت کننده ترين نوع مرگ را مي بينيم.
شاعرمرگ روستائيان را به واسطه ي عواملي طبيعي و اغلب به دليل کمبود امکانات مي داند. عواملي طبيعي چون زايمان، افتادن از درخت، پرت شدن از کوه، سرماخوردگي ومار گزيدگي ! که جز مورد دوم، اگر امکانات امدادي-بهداشتي موجود بود، منجر به مرگ نمي شد:
 پس پدرش به دره ها و رودخانه هاي بي پل
 نگاه کرد و گريست
در مقابل مرگ شاعر به علت تصادف است، مرگي که نتيجه ي محصولات انساني است. و در تصادف با اتومبيل يک پزشک که از بيمارستان دولتي بازمي گردد! و اين شايد طعنه اي است به تمرکز امکانات در شهر!
نکته ي ديگري که شاعر بدان توجه نموده است توليدکننده بودن روستائيان و مصرف کنندگي شهرنشينان است، چنان که هر يک از روستائيان مرده را انساني مفيد معرفي مي کند که خدمتي به ديگران مي کرده اند:
          چه کسي براي گاوها علوفه مي ريزد؟
          چه کسي جاجيم مي بافد؟
          چه کسي اسب هاي وحشي را رام مي کند؟
          چه کسي گندم ها را به خرمن جا مي آورد؟
          چه کسي آغل گوسفندان را پاک مي کند؟
و با اين نوع بيان، گويي هر يک را داراي تخصص در کار خود مي داند، برخلاف باور رايج که تخصص را ناشي از تحصيلات دانسته و بنابراين کمتر روستايي را در کار خود متخصص مي شمارند.
اما در رابطه با مرگ شاعر، که انساني است شهرنشين، تنها سوالي که طرح مي شود اين است که: چه کسي سطلهاي زباله را پر مي کند؟ گويي اين انسان شهرنشين تنها مي تواند مصرف کننده باشد.


هم چنين در ارتباط با مرگ روستائيان، کساني هستند که از مرگ آن ها متاثر شوند اما در رابطه با مرگ شهرنشين چنين نيست:


من هم مي ميرم
اما در خياباني شلوغ
در برابر بي تفاوتي چشمهاي تماشا
گويي عواطف انساني در شهر چنان کمرنگ شده اند که اصلا به چشم نمي آيند.
توجه به زير یک عکس 4*6 خواهند نوشت ای آنکه رفته ای... چنین القا می کند که گویی هویت ها دیگر در شهر مهم نیست! ای آنکه رفته ای! و حتی از ذکر نام هم خودداری می کند و این کاملا برخلاف سطرهای پیشین است که پر است از نام. شاید از دیدگاه شاعر، در ازدحام وشلوغی شهرها، هویت افراد نیز دیگر اهمیت چندانی ندارد و انسان در این شهر ماشینی تبدیل به شی می شود!
برداشت من چنین است که شاعر بیشتر مشکلات را از فرهنگ ماشینی رایج در شهر می داند، فرهنگی که انسان را چون یک ماشین خشک و بی احساس می سازد و همین ماشین است که عامل مرگ شاعر خواهد شد: زیر چرخهای بی رحم ماشین و بیان شاعر چنان است که در وهله ی اول شاعر را قربانی ماشین می داند، ماشین بی رحم که نه تنها اتومبیل پزشک عصبانی را در بر می گیرد که می تواند بر تمامی ماشین ها و حتی انسان هایی که چون ماشین از عاطفه و احساس خالیند، صدق کند.
نکته ی جالب دیگر در این شعر مرگ شاعر توسط ماشین یک پزشک است، فردی که به طور معمول حیات بخش است نه مرگ آفرین! و این شاید مویدی است بر ماشینی شدن انسان ها چرا که زمان کار پزشک به پایان رسیده است و از بیمارستان دولتی بر می گردد . درست مانند یک ماشین که تنها در زمان کار خود به وظیفه اش عمل می کند!


در پایان باید گفت که شاعر با نگاهی انتقادی به زندگی شهرنشینی می نگرد و روستا را علیرغم مشکلاتی که ناشی از عدم وجود امکانات است، محیطی انسانی و مفید برای دیگران می داند.


منبع: هراتی، س(1378). گزیده ادبیات معاصر.تهران. نشر نیستان.


        جزوه درسی فلسفه رسانه، دکتر عاملی،1386


نوشته هاي ديگران()

+ يک تمرين سخت!

دانشجو :: شنبه 15/2/1386 ساعت 9:35 صبح

هو المعين
اگر بخواهيم مراتب قلمرو نگاه را مشخص کنيم، مي توان به 5 مرتبه اشاره کرد. اين مراتب عبارتند از:
نگاه نقطه اي، نگاه خطي، نگاه سطحي، نگاه حجمي و نگاه فراحجمي.


نگاه نقطه اي: اين نگاه تنها به توصيف مي پردازد و قدرت درک رابطه ي بين عناصر را نداشته و نمي تواند تحليلي ارائه دهد.
نگاه خطي: همان طور که قدرت خط محدود است و نمي تواند تحرک زيادي داشته باشد، اين نگاه نيز قدرت محدودي دارد. نگاه خطي، متغيرها را به صورت خطي مي بيند و نمي تواند متغيرهاي موازي را تحليل کند.
نگاه سطحي: اين نگاه مي تواند آن چه را در سطح اتفاق مي افتد بيان کند. عناصر و متغيرهاي گوناگوني را که در سطح هستند، مي بيند و مي تواند تحليلي از آن ها ارائه دهد.
نگاه حجمي: امتياز حجم بر سطح، عمقي است که در حجم وجود دارد. اين نگاه از ظواهر عناصر فراتر مي رود و به عواملي که در پشت هر عنصر وجود دارد، توجه مي کند. عواملي چون توليدگر و پيشينه ي آن و شرايط و زمانه اي که عناصر در آن قرار گرفته اند و ... اين نوع نگاه به نخبگان خاص اجتماع تعلق دارد و مي تواند ما را به فلسفه ي رسانه نزديک سازد.
نگاه فرا حجمي: بسياري بعد چهارم را که مي تواند ما را از حجم فراتر برد، زمان مي دانند. در اين نگاه نيز بايد به زمان و عوامل تاريخي توجه نمود. پارادايم ها را مي توان نگاههايي فراحجمي دانست.


 


با توجه به مراتبي که براي نگاه گفتم،  خبر زير که سوتيتر دوم روزنامه کيهان در روز اول ارديبهشت بوده رو بايد بررسي کنم. واقعا کار سختيه چون در نظام آموزشي ما رسم نيست چنين نکاتي رو که معمولا به عنوان حفظيات پرسيده مي شه، به صورت عملي تمرين کنيم. و چيزي که اين کار رو سخت تر مي کنه مراتب بالايي قلمرو نگاهه : نگاه حجمي و فراحجمي! اما تکليف هرچي باشه بايد ادا شه!!!
  


اروپا خواستار مذاکره شد  اعتراف آژانس انرژي اتمي به آغاز غني سازي صنعتي در ايران
در پي اعتراف آژانس بين المللي انرژي اتمي به آغاز غني سازي صنعتي در ايران، اروپايي ها خواستار مذاکره با تهران شدند.
به گزارش خبرگزاري هاي غربي، آژانس بين المللي انرژي اتمي در نامه اي محرمانه تاييد کرد که ايران غني سازي اورانيوم در سطح صنعتي در نطنز را آغاز کرده است.
در اين نامه يک صفحه اي که به امضاي «اولي هاينونن»، مدير کل آژانس رسيده، تاکيد شده است که ايران ظرف دو ماه گذشته توانايي هاي خود را در زمينه غني سازي اورانيوم دوبرابر کرده است.در نامه مذکور همچنين تصريح شده که ايراني ها تا ماه آينده 18مجموعه 164تايي (حدود 3000) سانتريفيوژ را در نطنز راه اندازي خواهند کرد.
خبرگزاري هاي رويترز، يونايتد پرس و فرانسه ضمن مخابره خبر فوق در روز چهارشنبه تلاش کردند تا ورود ايران به مرحله غني سازي صنعتي اورانيوم را نشانه ادامه بي اعتنايي هاي اين کشور به قطعنامه هاي غيرقانوني شوراي امنيت قلمداد کنند.
اين تلاش خبرگزاري هاي فوق در شرايطي است که تا پيش از تاييد آژانس مبني بر ورود ايران به مرحله غني سازي صنعتي، آمريکا و چند کشور اروپايي به همراه رسانه هاي خود خبر موفقيت جمهوري اسلامي ايران در بعد صنعتي را يک بلوف دانسته و در آن تشکيک کرده بودند اما روزنامه «کامرسانت» روسيه در شماره اخير خود نوشت: اکنون روشن شد که هيچ بلوفي در کار نبوده و ايران به راستي داراي توانايي غني سازي صنعتي اورانيوم شده است.
اين روزنامه روسي افزود: انتشار سند داخلي آژانس، شک و ترديدهاي اخير در خصوص وارد شدن ايران به مرحله غني سازي صنعتي که بشدت در رسانه هاي گروهي جهان مورد بحث قرار داشت را از بين برد. اين اظهارنظر آژانس بين المللي انرژي اتمي پرونده هسته اي ايران را وارد مرحله تازه اي مي کند.
به نوشته اين روزنامه، در اين بين روسيه در موقعيت دشواري قرار مي گيرد، چرا که اعلام اخير مقامات ايراني مبني بر وارد شدن اين کشور به جمع کشورهاي داراي توانايي غني سازي صنعتي اورانيوم را باور نکرده و در خصوص صحت ادعاي ايران از آژانس بين المللي انرژي اتمي استعلام نموده بود. اکنون روشن شد که هيچ بلوفي در کار نبوده و ايران براستي داراي چنين توانايي شده است.


 


نگاه نقطه اي: طبق اين نگاه ، در خبر مذکور، با توجه به اعتراف آژانس بين المللي انرژي اتمي، مبني بر دستيابي ايران به سوخت صنعتي، رسانه هاي غربي که پيش از اين سعي در دروغ نشان دادن اين ادعا بودند، اين پيشرفت را نشانه ي بي اعتنايي ايران به قطعنامه شوراي امنيت دانسته اند. در حالي که روزنامه ي کامرسانت روسيه، اعتراف آژانس را تائيد توانايي ايران در غني سازي صنعتي اورانيوم دانسته است. لازم به ذکر است که تيتر خبر نيز مبني بر اين است که اروپا خواستار مذاکره شد و هم چنين به اعتراف آژانس، اشاره دارد.


نگاه خطي: بنابر اين نگاه، پس از ادعاي ايران مبني بر دستيابي به سوخت صنعتي، رسانه هايغربي که پيش از اين بارها عليه فعاليت هسته اي ايران به نشر مطالب گوناگون پرداخته بودند، اين ادعا را يک بلوف دانسته اند تا اين که با اعتراف آژانس بين المللي اتمي، اين موفقيت ايران را پذيرفتند، اما پس از اين پذيرش ، دستيابي ايران به سوخت صنعتي را نشانه بي اعتنايي ايران به قطعنامه هاي شوراي امنيت تلقي کرده و بدين نحو توانستند به تبليغات خود عليه فعاليت هاي هسته اي ایران ادامه دهند.


نگاه سطحی: طبق این نگاه خبر فوق که به عنوان سوتیتر دوم روزنامه کیهان منتشر شده است، خبری است که برای این روزنامه نسبتا دارای اهمیت می باشد اما پیش از آن که اعتراف آژانس اتمی مبنی بر دستیابی ایران به سوخت صنعتی را مهم بداند، سعی در القای تسلیم شدن اروپا و یا به عبارت بهتر پذیرفته شدن ایران به عنوان کشوری هسته ای از سوی اروپا، دارد چرا که در تیتر خبر" اروپا خواستار مذاکره شد" بر اعتراف آژانس پیشی گرفته است. هم چنین استفاده از واژه ی " خواستار" اروپا را در موضع ضعف و ایران را در موضع قدرت قرار می دهد. هم چنین در ادامه به همسویی رسانه های غربی و آمریکایی با دولتهایشان اشاره دارد که سعی در تخریب چهره ی ایران دارند، چه به لحاظ دستیابی به پیشرفتهای گوناگون هسته ای و چه به لحاظ بی توجهی به قطعنامه های شورای امنیت. متن خبر به گونه ای تنظیم شده است که بیان می کند نه تنها غرب و رسانه های غربی بلکه آژانس بین المللی اتمی نیز مجبور شده اند علیرغم تمایلشان، قدرت یابی ایران را بپذیرند. استفاده از واژه ی " اعتراف" به جای واژه ای چون " تائید" ، موید این مطلب است. البته تصویری که از روسیه ارائه شده تصویری است از یک کشور منصف و حق پذیر که ایران هسته ای را خواهد پذیرفت! در انتهای خبر نیز اشاره به ورود پرونده ی هسته ای ایران به مرحله ای تازه با اعتراف آژانس، نشان دهنده ی اهمیت این خبر است.


نگاه حجمی: مطابق این نگاه باید گفت درج این خبر به عنوان سوتیتر دوم روزنامه ی کیهان و نوع نگارش خبر، اهمیت خاصی می یابد. روزنامه کیهان که در ایران به عنوان روزنامه ای وابسته به جناح راست و حامی حکومت معروف است ، حرف و حدیث های بسیاری را به دنبال دارد. بسیاری مطالب این روزنامه را وابسته به نگاه حکومت می دانند و معتقدند این مطالب بسیار جهت دار می باشد. در حالیکه می توان گفت اکثر گروهها و افراد در داخل نظام از فعالیت هسته ای ایران حمایت می کنند اما افراد و گروههایی هم هستند که مخالف این موضوع می باشند، اما روزنامه ی کیهان ، با توجه به مطالب بیان شده ، یکی از حامیان سرسخت این موضوع است. هم چنین نگاه این روزنامه را می توان تا حد زیادی غرب ستیزانه دانست و آمریکا را به عنوان جدی تری دشمن می پندارد که توانسته تا حد زیادی سازمان های بین المللی را تحت نظارت خود قرار دهد. بیان" قطعنامه های غیرقانونی" شورای امنیت، نشانگر این معناست.
هم چنین باید گفت از آن جا که رابطه ی ایران و روسیه به ویژه در رابطه با فعالیت های هسته ای رابطه ی نسبتا مناسبی است، موضع گیری این خبر نسبت به روزنامه ی روسی بسیار مناسب است.


نگاه فراحجمی: اگر بخواهیم با نگاه فراحجمی به این خبر توجه کنیم باید زمان و تاریخ را نیز مدنظر قرار داد و شاید مهم ترین نکته از لحاظ تاریخی در این رابطه، خصومت ایران و غرب است که از ابتدای انقلاب اسلامی پدیدار گشته است. با توجه به این سابقه تاریخی باید گفت نگاه غرب ستیزانه ای که در خبر به چشم می خورد ناشی از رویدادها و اتفاقاتی است که در طول این 30 سال رخ داده است و مجموعه ی این حوادث، ایران و غرب را در مقابل یکدیگر قرار داده است. و روزنامه ی کیهان نیز به عنوان روزنامه ای دولتی و حامی حکومت در هر شرایطی، این نگاه خود را حفظ می کند.


نوشته هاي ديگران()

+ نقدي ديگر بر سيصد!

دانشجو :: شنبه 8/2/1386 ساعت 12:40 صبح


هو المعين


مشخصات فيلم:


کارگردان: زک اسنايدر  
نويسنده: زک اسنايدر - کورت جانستد
تهيه کننده:جياني توناري
بازيگران: جرارد بوتلر-  لنا هيدي -  دومينيک وست - ديويد ونهام - ونسنت ريگان - اندرو تيرنان - رودريگو سنتورو -  استفن مک هتي 
موسيقي: تايلر بيتز
فيلمبرداري: لري فونگ 
بودجه فيلم: 60 ميليون دلار
 ژانر: اکشن، درام، تاريخي، جنگي (به نقل از سايت Imdb )
 محصول سال 2007 آمريکاست و 117 دقيقه مي باشد.


خلاصه فيلم:


فيلم که ظاهرا از روي يک واقعه ي تاريخي مربوط به جنگ هاي ايران و يونان باستان ساخته شده است، با صداي يک راوي آغاز مي گردد که مراحل رشد پسران را در اسپارت و نحوه ي تربيت آن ها را از بدو تولد توضيح مي دهد. نوزادان ضعيف از بين مي روند و ديگران باقي مي مانند. پسران اسپارت از کودکي آموزش هاي نظامي سخت مي بينند و بايد از آزمون هاي مختلف سربلند بيرون آيند تا بتوانند به عنوان يک اسپارتي شناخته شوند.
سپس آمدن پيکي از خشايارشا پادشاه ايران به دربار لئونيداس ، فرمانرواي اسپارت را نشان مي دهد در حاليکه  وي در حياط خانه ي خود در حال آموزش پسرش مي باشد.
وي پيک خشايارشا را به قتل مي رساند و بر خلاف نظر شورا تصميم مي گيرد به جنگ لشگر عظيم خشايارشا برود. در ادامه پيک دوم خشايارشا نيز به دست اسپارتها مجروح مي شود. خشايارشا شخصا يراي گفتگو به نزد لئونيداس مي آيد و از او مي خواهد براي جلوگيري از ادامه ي جنگ، اطاعت از او را بپذيرد، اما لئونيداس نمي پذيرد.


                                پيک خشايارشا نزد لئونيداس و ملکه
در صحنه ي نبرد بسياري از ايرانيان کشته مي شوند. خشايارشا گارد ويژه ي خود را که به فناناپذيران معروفند به جنگ با اسپارت ها مي فرستد که آن ها هم نمي توانند در مقابل اسپارت ها مقاومت کنند. سپس  ايرانيان به موجودات عجيبي متوسل مي شوند موجوداتي چون غول، کرگدن و فيل هاي عظيم الجثه، جادوگران و ...، که در نهايت همه آن ها در برابر اسپارت ها شکست مي خورند.
روز بعد با خيانت يک يوناني که مسير تنگه اي را به ايرانيان نشان داده بود، اسپارت ها محاصره مي شوند و بسيار غرورآفرين و در عين عزت و اقتدار توسط لشگر بي شمار ايرانيان که آن ها را در بر گرفته بودند،  کشته مي شوند.
در انتها مشخص مي شود راوي اين ماجرا تنها بازمانده ي سپاه اسپارت است که با بيان خبر کشته شدن مظلومانه ي لئونيداس و يارانش توانسته است لشگر بزرگي از يونانيان را فراهم کند که قصد حمله به ايران را دارند.


نقد فيلم:


فيلم سيصد که در طول دو ماه در کانادا فيلمبرداري شده و به يکي از پرفروشترين فيلم ها تبديل شده است، بحث و انتقادهاي بسياري را ايجاد کرده است. اين فيلم که ظاهرا فيلمي تاريخي در رابطه با جنگهاي ايران و يونان باستان است، از سوي بسياري از منتقدين، به تحريف تاريخ متهم شده است.
بسياري از منتقدين و تاريخ دانان معتقدند ماجراي جنگ ترموپيل که اين فيلم بدان اشاره دارد، از لحاظ تاريخي فابل تأمل است و اشکالات زيادي در اين باره وجود دارد. براي مثال تعدادي که براي سپاهيان ايراني ذکر شده است، عقلا قابل پذيرش نيست چرا که با توجه به امکانات آن دوره ، پشتيباني چنين لشگر عظيمي نيازمند مقدار قابل توجهي مواد خوراکي است، هم چنين جابه جايي اين تعداد به علاوه چهارپاياني که براي پشتيباني آن ها مورد استفاده قرار مي گيرند، بسيار دشوار است.
هم چنين خود منتقدان غربي نيز معتقدند هرودت، به عنوان کسي که گزارش اين جنگ را بيان کرده است، در موارد زيادي به نفع يونانيان قلم زده است. براي مثال در آنسکلوپديا آمريکا جلد 29، در بخش جنگ هاي ملي بيان شده است: يونانيان هميشه درباره ي جنگ هايشان اغراق مي کرده اند!(به نقل از اکبر عالمي،برنامه پشت پرده، شبکه 4)
نکته ي ديگر را مي توان درباره ي چهره اي که از ايرانيان ارائه شده است، دانست که اوج اين موضوع در چهره ي خشايارشا به تصوير در آمده که داراي هيکلي غول آسا و چهره اي هندي است و هم چنين توسل ايرانيان به غول ها، جادوگران و حيوانات غول پيکر عجيب و غريب که مخاطب را بيشتر به ياد فيلم هاي علمي-تخيلي و سري فيلم هاي گودزيلا مي اندازد!
اين در حالي است که به گفته ي هرودت و گزنفون، خشايارشا، جواني بلندبالا و خوش چهره ، از نژاد اصيل آريايي بوده است.( همان)
                                                                                                   


                              تصوير حجاري شده خشايارشا. به نوع آرايش و پوشش دقت کنيد!                                تصوير بازسازي شده خشايارشا
علاوه بر انتقاداتي که در رابطه با تحريف تاريخ به اين فيلم صورت گرفته است، بايد گفت فيلم سيصد مملو است از صحنه هاي خشن و پرنوگرافي که خشونت و پرنو را مي توان دغدغه اصلي بسياري از محققين رسانه دانست.
صحنه هاي آموزش و تربيت نظامي پسران اسپارت  و صحنه هاي جنگ داراي خشونت بسياري است، به نحوي که حتي در صحنه اي به وضوح قطع شدن سر يکي از اسپارتي ها را به تصوير مي کشد.
درباره صحنه هاي پورنو نيز تنها به نمايش دروغين حرمسراي خشايارشا اشاره مي کنم.


بسياري معتقدند ساخت فيلم سيصد داراي انگيزه هاي سياسي بوده است. مي توان گفت غرب تمام تاريخ و تمدن خويش را مديون يونان است و يونان را مهد تمدن خويش مي داند. انتخاب اسپارت به عنوان يکي از دو دولت-شهر مهم يونان براي رويارويي با ايرانيان، شايد نشاني است از جنگ دو تمدن غرب و شرق، که با فروپاشي شوروي و ظهور انقلاب اسلامي، ايران به عنوان دشمن اصلي غرب مطرح شده است.
پس از سعي گسترده ي غرب در ارائه ي اسلام وحشت، گويا اکنون به اين نتيجه رسيده اند که تمدن ايران را که داعيه دار اسلام سياسي است و در جبهه ي مقابل آن ها قرار گرفته ، زير سوال ببرند.
بي شک ايران به عنوان يکي از قديمي ترين و مهم ترين تمدن هاي بشري است که آثار کشف شده در تپه هاي سيلک و شهر سوخته را مي توان شاهدي بر اين مدعا دانست. علاوه بر آن زماني را که فيلم به تصوير کشيده بايد يکي از دوره هاي اقتدار آميز سلسله ي هخامنشيان دانست که در آن دوران امپراطوري قدرتمند ايران، سرزمين بسيار وسيعي را زير حکومت خود داشت. وجود نژادهاي گوناگون در سپاه ايرانيان که در فيلم به نمايش درآمده نيز گواه اين موضوع است. نکته قابل تامل در فيلم اين است که چنين تمدني با اين وسعت چرا کوچکترين آشنايي با فنون نظامي ندارد؟ چنانکه در صحنه اي از فيلم لئونيداس به خشايارشا مي گويد" تو بردگان زيادي داري اما جنگجو نداري"


يکي از صحنه هاي کميک فيلم!


البته بايد گفت فيلم هرچند سعي داشته دلاوري ها و رشادت هاي اسپارت ها را به تصوير بکشد اما به قدري در اين موضوع اغراق کرده که بيشتر شبيه کارتون هاي کودکانه و بازي هاي کامپيوتري است و باور آن براي مخاطب دشوار مي نمايد، براي نمونه مي توان به نمايش نبرد تن به تن لئونيداس با ايرانيان اشاره کرد. لشگر اسپارت در پناه سپر هاي خود کوچکترين آسيبي نمي بيند، هر چند سپرها سوراخ مي شود و ايرانيان با خيل عظيم سپاهيان، غول ها، حيوانات غول پيکر، جادوگران و ... کاري از پيش نمي برند! اين صحنه ها نشان گر وفاداري کامل اسنايدر در توليد فيلم به اثر کميک فرانک ميلر، با همين نام است.


هر چند سايت Imdb ژانر اين فيلم را اکشن، درام، تاريخي و جنگي دانسته است، اما به نظر من با توجه به اغراقي که در فيلم به چشم مي خورد مناسب ترين ژانر براي توصيف اين فيلم افسانه و اسطوره است. رفتن لئونيداس به بالاي صخره و نزد موجوداتي کريه المنظر، براي جلب رضايت خدايگان، قدرت مافوق بشري سپاه اسپارت و حتي نحوه ي به تصوير کشيدن خشايارشا که بيشتر شبيه غول چراغ جادوست! همه و همه تصويري افسانه اي ارائه مي دهند.


                                            خشايارشا يا غول چراغ جادو؟!                         


نکته قابل توجه در فيلم برخي ديالوگ هاي آن است که گويي متعلق به زمان حال است. براي مثال لئونيداس بارها و بارها در سخنان خود براي سپاهيانش هدفش را دفاع از آزادي و دموکراسي بيان مي کند. در صحنه اي از فيلم بحث تروريست به ميان مي آید و در یکی از جملات پایانی فیلم بیان می شود" امروز دنیا را از روحانیت و ظلم پاک خواهیم کرد"
چنین جملاتی ساخت این فیلم با اغراض سیاسی را بیش از پیش تائید می نماید، جملاتی همسو با بیانات سران کاخ سفید، به ویژه آن که در هر دوجا ایران به عنوان مخالف آزادی و دشمنی مهم مطرح است. اما موضوعی که سازندگان فیلم بدان توجه نداشته اند ویژگی اسپارت در آن مقطع زمانی است. نظام اسپارتی سمبل یک نظام بسته، ظالمانه و نژادپرست است. به نحوی که محققین اروپایی یونان باستان هم از نظام اسپارتی به عنوان نظام هلوتیزم یاد می کنند.هلوت ها بردگانی بودند که در نظام طبقاتی اسپارت به کار گرفته می شدند و اسپارت ها برای کنترل جمعیت آنان سالانه جشن هلوت کشی برگزار می کردند. در اسپارت بازرگانی برای اسپارتی های اصیل ممنوع بود و کاری پست محسوب می شد چراکه بازرگانی موجب گسترش رفت و آمد بین اسپارت و دیگر جوامع می شد و امکان نشر عقایدی مخالف عقاید حاکم بر جامعه، زیاد می گشت.( رحمانیان)
علاوه بر آن در تاریخ یونان باستان آتن همواره به عنوان مهد حکمت، آزادی، فلسفه و تفکر مطرح است که در این فیلم، از آن جا که دشمن اسپارت محسوب می شود، مورد تحقیر قرار می گیرد. و باید گفت در آتن هم برده داری رواج داشته و ارسطو به عنوان یکی از بزرگترین حکمای آتن در کتاب سیاست خود بیان می کند" خدا انسان ها را دو نوع آفریده است: برده و آزاد." و انسان های ازاد را یونانیان و بردگان را غیر یونانیان می داند.
این در حالی است که هم زمان در ایران کوروش پس از فتح بابل بیان می کند که همه ی سرزمین های فتح شده آزادند و برده داری را ممنوع اعلام می کند.( رحمانیان)


نکته ی دیگری که باید بدان اشاره کرد صحنه هایی از فیلم است که به تعبیر مسعود فراستی، فیلم خودزنی می کند! هر چند فیلم سعی در زشت نشان دادن ایرانیان و تمدن ایرانی داشته است، اما از ابتدای فیلم که بیان می شود" نوزادان ضعیف به دور انداخته می شوند." و در ادامه با صحنه های آموزش خشن نظامی برای کودکان و رها کردن آنان در جنگل برای مبارزه با حیوانات وحشی، کشتن و زخمی کردن پیک های خشایارشا به نحوی ناجوانمردانه و رحم نکردن به مجروحین جنگی و کشتن آنان، مخاطب را با این سوال روبه رو می کند که اگر هدف اسپارت دفاع از آزادی است، چنین صحنه هایی را چگونه می توان توجیه نمود؟ گویی خشونت و کشتار اگر به دست اسپارتی ها باشد نکوهیده نیست ، ویژگی که در سیاستمداران آمریکایی هم به چشم میخورد، چنان که شعار آزادی، دفاع از حقوق بشر، دموکراسی و مبارزه با تروریست را سر می دهند و در عمل، روزانه دهها نفر قربانی تجاوزات آنان می شوند.


در پایان باید گفت من با نظر آنان که فیلم را ساخته اغراض سیاسی می دانند کاملا موافقم. فیلم سیصد، که با بودجه ای اندک در مدت کوتاهی ساخته شده و توانسته است به فروش بالایی دست یابد، این فروش خود را مدیون طرح موضوعی درباره ایران و واکنش ایرانیان و آزاد اندیشان سراسر دنیا نسبت به تحریف تاریخ و تخریب چهره ی تمدن ایرانی است. البته نباید پوسترهای تبلیغاتی آن را فراموش کرد که  چنین به مخاطب القا می کند که باید منتظر تماشای نبردی عظیم و با شکوه در فیلم باشند، در حالی که چنین نیست و می توان گفت فیلم از نظر هنری دارای پایین ترین ارزش است چراکه تمام صحنه ها در مقابل پرده آبی و سبز فیلمبرداری شده و همه ی صحنه ها تنها جلوه های ویژه ی کامپیوتری است که همان طور که بیان شد، به نحوی کمیک، میدان جنگ را به تصویر کشیده است.


                                                     


                                                                                             


منابع:
       برنامه تلویزیونی پشت پرده، شبکه 4،27/1/86
       سمینار نقد دانشجویی فیلم سیصد، تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران،29/1/86


http://www.zirnevis.com/content/view/85/1/


http://www.imdb.com


http://my.opera.com


 


 


  


نوشته هاي ديگران()

+ بازي هاي فرهنگ ساز!

دانشجو :: شنبه 1/2/1386 ساعت 12:53 عصر

هو المعين


جشنواره ي توسعه و ساماندهي محتواي الکترونيکي ايران ( تسما) به همت شوراي عالي اطلاع رساني در خرداد ماه امسال برگزار خواهد شد. شهرياري، دبير شوراي عالي اطلاع رساني در رابطه با اين جشنواره بيان کرده محورهاي تسما، که ۱۵مورد هستند محورهاي محتواي الکترونيکي اين جشنواره را تشکيل مي‌دهند و عبارتند از توليد محتوا در حوزه‌هاي دين، علوم و تحقيقات، خط و زبان فارسي، آموزش، اخلاق و تربيت، نظام حقوقي و ميراث فرهنگي و گردشگري ، هنر، نظام اطلاعات مکان محور، خدمات عمومي و فرهنگي، امنيت فرهنگي و محيط رايانه‌اي پاک، بهداشت و سلامت، بازي، سرگرمي، رسانه و خبررساني.
نکته ي قابل توجه در اين جشنواره برپايي نخستين جشنواره ي بازي‌هاي الکترونيکي و رايانه‌اي در کنار اين جشنواره است که به صورت همزمان برگزار مي ‌شوند. به گفته بهروز مينايي معاون فني اين شورا، بر بخش بازي و سرگرمي در اين جشنواره تمرکز خاصي شده است.


چنين به نظر مي رسد که مسئولين امر پس از مدت ها به اهميت بازي هاي رايانه اي پي برده اند و سعي دارند توجه بيشتري به گسترش و ترويج اين بازي ها نشان دهند.


چندي پيش نيز رئيس انجمن بازي‌هاي رايانه‌‌اي سازمان تربيت بدني گفته بود: امروزه بازي‌هاي رايانه‌اي در ايران به سرعت از مرحله گذار گذشته و جايگاهي ثايت و قدرتمند پيدا کرده‌اند. و در ادامه بيان کرده بود:از سال گذشته و پس از سخنراني مقام معظم رهبري راجع به تاثيرات بازي‌هاي رايانه‌اي و لزوم شکل‌گيري سازمان‌هايي براي هماهنگي و گسترش درست اين بازي‌ها ، شکي باقي نمانده که امروزه بازي‌هاي رايانه‌اي به مهمترين ابزار سرگرمي تبديل شده‌اند.


بازي هاي کامپيوتري که امروزه نه تنها در ميان کودکان و نوجوانان که حتي بسياري از جوانان را هم در سراسر دنيا مجذوب خود کرده اند، بحث ها و گفتگوهاي بسياري را به دنبال دارند. شايد بتوان مهمترين اين مباحث را مربوط به اعتياد به بازي، بازي هاي خشونت ، تهديد سلامت جسماني و ... دانست. اما موضوعي که براي من اهميت ويژه اي دارد فرهنگ سازي اين بازي هاست. امروزه اين بازي ها که طرفداران بسياري دارند به راحتي به عنوان ابزار تبليغاتي محسوب مي شوند. براي مثال غرب و به خصوص امريکا در مبارزه ي تبليغاتي عليه شرق و به طور خاص اسلام سياسي به رهبري جمهوري اسلامي ايران، سينما و بازي هاي کامپيوتري را به عنوان مهمترين سلاح نرم مورد استفاده قرار داده است البته نکته جالب توجه اين است که فروش بازي هاي کامپيوتر به مراتب بيشتر از فيلمهاي سينمايي است به عنوان مثال در سال ۱۳۸۰صنعت بزرگ هاليود حدود ۵ ميليارد سود داشته ولي در همين زمان شرکتهاي بازيهاي رايانه اي در آمريکا بيش از  ۳۰ميليارد دلار سود داشته اند.
در اکثر اين بازي ها  آمريکا به عنوان نماد خير مطلق در جهان است و هر فرد يا گروه يا دولتي که مخالف او و ارزشهايش باشد محور شرارت و شيطاني هستند.
براي نمونه مي توان به مجموعه بازيهاي
delta force اشاره کرد. در نسخه ي جديد اين بازي با عنوان (black hawk down:team sabre) کاربر براي مقابله با تروريستها به نقاط مختلف جهان سر مي زند  ودر يکي از اين مراحل بايد در سال ۲۰۰۵براي مبارزه با تروريستها به ايران و جزيره خارک بيايد .در اين بازي مبارزه با تروريستهاي ايراني جزء سخترين مراحل بازي است ،در ساير نقاط دنيا تروريستها لباس شخصي هستند در صورتيکه در ايران اکثرا  نيروهاي منظم نظامي ،ملبس به لباسهاي نظامي خاکي رنگ با چهر هاي اسلامي مي باشند .
نمونه ي ديگر بازي
delta force 2 است که بايد براي مقابله با تروريستها وارد استان خوزستان شد.
مثال هاي فوق تنها در رابطه با خصومت با ايران بود که مي توان علاوه بر اين به ارائه ي چهره ي وحشت از اسلام در اين بازي ها نيز اشاره نمود. براي مثال در يکي از مراحل بازي
delta force  هنگامي که وارد پايگاه تروريست ها مي شود تصوير شيخ ياسين رهبر شهيد حماس، به چشم مي خورد.
در اکثر بازي هايي از اين دست نمادهايي اسلامي به کار رفته و رنگ لباس دشمن سبز رنگ است، که رنگي اسلامي است. براي مثال در 
GENERALS کاربر به عنوان سربازان آمريکايي ماموريت مبارزه و سرکوب تروريستها و دشمنان بشريت را دارد و به  براي مبارزه با رژيم صدام به عراق مي رود براي مبارزه با گروه القاعده به مزار شريف مي رود که در عراق نيروهاي صدام در جلوي مسجد اسقرار دارند و  در مزار شريف منارههاي مسجد ديده مي شود.


اين بازي ها علاوه بر القاي اين نکته که اسلام دين خشونت و تروريسم است، حضور آمريکا در خاورميانه را هم توجيه مي کند.


نکته ي حائز اهميت اين است که اين بازي ها در ايران به راحتي يافت شده و طرفداران بسياري دارد، بازي هايي که کوچکترين تناسبي با فرهنگ ما نداشته و اسلام و ايران به عنوان دشمن فرد بازي کننده مطرح مي شوند. هم چنين رواج اين بازي ها در سطح دنيا مي تواند به راحتي مفاهيمي غلط و غير انساني را در ذهن مخاطبان خود وارد کند.


با توجه به موارد فوق مسئولين بايد توجه بسيار بيشتري بر ساخت و توليد بازي هاي کامپيوتري بنمايند چراکه ايران با توجه به منابع غني تاريخي و فرهنگي خود مي تواند محتواهاي بسيار جذاب و جالبي را براي اين گونه بازي ها ارائه کند و از آن جا که اين محتوا با فرهنگ کشورهاي اسلامي و حتي شرقي نزديکي بيشتري دارد، در صورت بهره مندي از کيفيت بالاي گرافيکي و نرم افزاري، مي تواند بازار خاورميانه و کشورهاي مسلمان را به راحتي در دست گيرد که اين امر علاوه بر امتيازات فرهنگي بسيار مي تواند به عنوان عاملي اقتصادي نيز مطرح گردد.


منابع: همشهري آنلاين
         فاوا نيوز
         ايرنا
         حق وردي طاقانکي،م. سربازان مسيح. باشگاه انديشه 
         حق وردي طاقانکي،م. دموکراسي خونين. باشگاه انديشه 


 


 


نوشته هاي ديگران()

+ تحليل يک روايت!

دانشجو :: جمعه 24/1/1386 ساعت 11:23 صبح


هو المعين


گر چه واقعيت خارجي امري ثابت و يکسان است اما مي توان گفت خبر از اين واقعيت و بيان آن، به تعداد راويان اين خبر و واقعيت، متفاوت و متکثر است.
از آن جا که شخصيت انسان مجموعه اي از باورها، عقايد، افکار ، دلبستگي ها و وابستگي ها ي اوست و جدايي از اين موارد بسيار دشوار و حتي ناممکن مي نمايد، واقعيت خارجي در نظر و فکر هر فرد با توجه به اين عقايد و وابستگي ها معنا مي يابد و بالتبع بيان اين واقعيت نيز، متاثر از طرز تفکر و ديدگاه اوست و واقعيت ارائه شده نه عين واقعيت که روايتي است از جهان خارج.


حتي عکس نيز که به ظاهر بازنمايي عيني واقعيت خارجي مي باشد متاثر از نوع نگاه و تفکر عکاس است. سوژه ي انتخاب شده، کادري بسته شده و استفاده از لنزهاي مختلف، مي تواند واقعيت را تنها از دريچه ي نگاه عکاس به مخاطب بنماياند و اين تنها روايتي است از واقعيت که با توجه به نگاه عکاس، معناي خاصي را در ذهن مخاطب القا مي کند.



 


عکس فوق يکي از عکس هاي منتخب جشنواره مطبوعات در سال 85 است. براي درک بهتراثر نگاه عکاس در القاي معني در اين عکس ، با استفاده از رويکرد هم نشيني ، به تحليل اين عکس، که روايتي است از جهان خارج، خواهم پرداخت.


رويکرد هم نشيني که توسط ولادمير پراپ پايه گذاري  شد، داراي نگاهي فرماليستي است و به بررسي همنشيني عناصر در کنار يکديگر مي پردازد.


در اين عکس، مي توان به تصوير امام خميني(ره)، آيت الله خامنه اي، حجت الاسلام خاتمي و دکتر احمدي نژاد، به عنوان عناصر اصلي اشاره کرد. طز قرار گرفتن دکتر احمدي نژاد و حجت الاسلام خاتمي در کنار مقام معظم رهبري، معناي خاصي را به دنبال دارد که به خوبي به آمدن احمدي نژاد و رفتن خاتمي اشاره دارد.


قرار گرفتن تصوير آيت الله خامنه اي در مرکز عکس و محور تقارن آن، موجب حفظ تعادل و ثبات شده است. هم چنين حالت پاي احمدي نژاد به نحوي است که کاملا جلو  آمدن او را مشخص مي کند و خاتمي که پشت به دوربين و در حال رفتن است. چنين به نظر مي رسد که مقام معظم رهبري با ثبات در ميان ايستاده اند. احمدي نژاد تازه به ميدان – به عبارت بهتر تصوير!- وارد مي شود و خاتمي، خارج!
ميزان فاصله آيت الله خامنه اي از احمدي نژاد و خاتمي به يک اندازه است و مي توان گفت در عکس ، ايشان نسبت به هيچ يک از دو رئيس جمهور جهت گيري خاصي ندارند.
وجود تصوير بزرگ امام در بالاي تصوير شايد براي يادآوري مجدد نقش امام خميني در انقلاب اسلامي است .
پرده يا قهوه اي رنگ در کنار حالت دست احمدي نژاد و خم شدن گردن او، توانسته تصوير را شبيه سن نمايشي کند که هر يک از روساي جمهور اين فرصت را دارد که چهار سال بر روي آن به ايفاي نقش بپردازد و سپس جاي خود را به ديگري دهد. آمدن احمدي نژاد و رفتن خاتمي شايد اشاره اي به موقت بودن و کوتاهي اين دوران چهار ساله دارد.


در انتها بايد گفت اين عکس به عنوان واقعيتي خارجي است و از آن جا که من نيز داراي دلبستگي ها و وابستگي هاي گوناگوني هستم، تحليل من نيز روايتي است از واقعيت!


 


منبع: ويژه نامه نوروز 86-روزنامه همشهري
       جزوه درسي فلسفه رسانه دکتر عاملي، 1386


نوشته هاي ديگران()

+ فلسفه ي ...

دانشجو :: چهارشنبه 16/12/1385 ساعت 1:23 صبح



                                                   


هو المعين


با توجه به درک گزينشي پي بردن به فلسفه ي هر پديده ي ارتباطي مي تواند بسيار دشوار باشد چرا که تحليل گر نيز عليرغم تلاش بر بي طرفي، گرفتار درکي گزينشي است و چه بسا که نتواند معنايي همانند معناي مورد نظر توليدگر پيام، دريافت نمايد و با توجه به نيازها، علايق و... که از ناخودآگاه او نشأت مي گيرند، پيام را دريافت نموده و تحليل نمايد. و شايد بتوان گفت اين امر در رابطه با تحليل يک تصوير بسيار دشوارتر باشد و امکان اثرگذاري مخاطب بر معناي دريافت شده بيش از ديگر پديده ها باشد، چرا که در پديده هاي ديگري چون متن و فيلم، پيام بيشتري منتقل مي شود و مي توان با در کنار هم قرار دادن پيام ها، نتايج روشن تري به دست آورد و يا حتي چه بسا با استفاده از عبارات، تا حدودي به معناي ذهني توليدگر پيام اشاره شود؛ اما تصوير اين ويژگي ها را ندارد و به همين دليل تحليل گر که يکي از مخاطبان پيام است، براي درک معناي پيام و تفکري که در پس پيام و تصوير قرار گرفته بيشتر گرفتار ادراک گزينشي خود خواهد شد.
براي دريافت معناي يک تصوير آشنايي با زبان بصري امري واجب است.
در رابطه با معناي تصوير فوق، ابتدا به بيان برخي ويژگي هاي بصري آن خواهم پرداخت و در ادامه با توجه به اين ويژگي ها، معناي دريافت شده و تفکر پنهان در پشت اين اثر را بيان خواهم کرد. البته چنان که پيش از اين بيان شد، رسيدن به اين معنا و تفکر بسيار دشوار خواهد بود و چه بسا معناي دريافت شده با معناي مدنظر توليدگر يکسان نباشد.


تصوير فوق، تصويري است متعادل، آرام ، صرفه جويانه و ساده.
تعادل موجود در تصوير و عدم تحرک آن، به نوعي عدم ايجاد درگيري در مخاطب را به دنبال دارد و نوعي آرامش را در تصوير ايجاد نموده است.
  صرفه جويي در بهره مندي از عناصر بصري و سادگي تصوير نيز تأکيد ويژه اي بر پاکت و صورت درون آن داشته است. هم چنين قرار گرفتن صورت در مرکز تصوير و استفاده ي زياد از سايه روشن، تأکيد بر صورت را بيشتر کرده است.
هم چنين در تصوير از شکل مربع بسيار استفاده شده است که اين شکل به نوعي معناي سکون و مقاومت را به دنبال دارد.
استفاده از رنگ آبي که القا کننده ي بي حرکتي و سکون است و قرار گرفتن اين رنگ در پس زمينه ي صورت، تأکيد مجددي است بر سکون و عدم تحرک.
علاوه بر نشانه هاي بصري مي توان بر معاني نمادين عناصر استفاده شده در تصوير نيز توجه نمود:
سر به عنوان جايگاه مغز مي تواند نماد تفکر آدمي محسوب شود.
چشم در بسياري از موارد به عنوان نمادي از هوشياري و آگاهي است.
مي توان گفت پاکتي که در تصوير استفاده شده است نيز تداعي کننده ي جنس خريداري شده مي باشد.
سر که نماد تفکر انسان است مانند بسياري از اجناس خريداري شده و داخل پاکت قرار گرفته است. هم چنين چشمهاي بسته مي تواند به نبود هوشياري در اين زمينه اشاره نمايد.


شايد بتوان با توجه به موارد فوق بيان کرد توليد گر تصوير با نگاهي انتقادي، به عدم تفکر انسان امروزين اشاره داشته است چراکه امروزه تمامي اطلاعات و آگاهي هاي مورد نياز افراد از طريق رسانه ها تأمين شده و چه بسا با توجه به نظريه برجسته سازي، موضوعات مورد توجه افراد که به تفکر پيرامون آن مي پردازند از طريق رسانه ها مشخص و اولويت بندي گردد و در حقيقت انسان امروزين بدون کوچکترين تفکري با حجم انبوهي از اطلاعات و داده هاي گوناگون رو به روست و حتي همين اطلاعات و داده ها و تبليغات گوناگون مي توانند موضوعات تفکر او را فراهم نمايند.


منبع: مبادي سواد بصري، دونيس. ا. دانديس
        جزوه درسي فلسفه رسانه دکتر عاملي، 1386


نوشته هاي ديگران()

+ خبر اول

دانشجو :: جمعه 4/12/1385 ساعت 12:31 عصر

هو المعين
امروزه موبايل ها ديگر تنها به عنوان يک تلفن ساده محسوب نمي شوند بلکه با توجه به امکانات گوناگون و متنوعي که در آن ها فراهم آمده است مي توانند شبيه يک دسکتاپ عمل نمايند، امکان اتصال به اينترنت، ارسال و دريافت اي ميل، بازبيني و ويرايش پوشه ها و دانلود موسيقي و گوش دادن به آن ها و ... به علاوه ي کوچکي و در نتيجه قابليت بالاي جابه جايي موبايل ها توانسته است امتيازات زيادي را پيش روي کاربران قرار دهد اما بايد گفت در کنار اين امتيازات، خطرات و تهديدهايي که کاربران کامپيوتر ها را نگران مي سازد، موجب نگراني کاربران موبايل ها نيز گشته است و شايد بتوان گفت نکته ي مهمي که در اين باره مي توان مطرح کرد در رابطه با شخصي بودن موبايل است. شخصي بودن موبايل ها موجب مي شود که کودکاني و نوجواناني که از اين وسيله استفاده مي کنند، به سادگي با اين تهديدها و آسيب ها مواجه شوند و اين امر موجب نگراني والدين آن ها مي گردد.
شرکت Netintelligence  اسکاتلند که سال گذشته جايزه صنعت مخابرات بريتانيا را به خاطر توليد نرم افزار "Safekeeper"  دريافت کرده بود ، در جهت رفع اين نگراني، به تازگي Netintelligence Mobile  را توليد کرده که يک گوشي برنامه ريزي شده است و به والدين اين امکان را مي دهد تا بتوانند براي نحوه استفاده فرزندانشان از تلفن همراه برنامه ريزي کنند و به کنترل تلفن همراه فرزندانشان بپردازند. والدين با استفاده از اين امکانات جديد مي توانند ببينند که فرزندانشان از طريق تلفن هاي همراه خود به چه سايت هايي دسترسي دارند و همچنين مي توانند  امکان دسترسي فرزندانشان را به GPRS غير ممکن کنند.به علاوه محدود کردن تماس ، امکان قفل سيم کارت ، فيلترينگ مسنجر و نصب ضد ويروس، قابليت هاي ديگر اين برنامه مي باشد. اين برنامه مراحل آزمايش خود را مي گذراند و انتظار مي رود در بهار 2007 وارد بازار گردد.


منبع: شبکه فن آوري اطلاعات ايران


TMCnet.com


نکته قابل توجه در رابطه با خبر فوق، مي تواند مربوط به کنترل والدين بر فعاليت هاي ارتباطي کودکان باشد. پس از ويندوز ويستا که به تازگي وارد بازارها شده است و امکان کنترل هر چه بيشتر والدين را بر فعاليت هاي فرزندانشان در فضاي مجازي، مهيا نموده، ورود اين نرم افزار جديد، کنترل فعاليت هاي فرزندان به وسيله ي موبايل را براي والدين به راحتي ممکن مي سازد.
با توجه به آزادي که در غرب موجود است، توجه به کنترل هر چه بيشتر کودکان و فرزندان توسط والدين آن ها در سال هاي اخير، که به توليد چنين نرم افزارهايي انجاميده است، نکته ي قابل تاملي است که مي توان چنين به توجيه آن پرداخت:
رسانه هاي نوين ارتباطي که به سرعت در حال رشد و گسترش مي باشند، با شتابي فراوان در ميان همه ي افراد رواج يافته اند و حتي شايد بتوان گفت بدون مرز سني خاصي هر روزه کاربران بيشتري را به خود جلب مي کنند و به دليل جذابيت هاي خاصشان ، شايد کودکان علاقه ي بيشتري در استفاده از اين رسانه ها از خود نشان مي دهند. اما در رابطه با نگراني والدين بايد گفت از آن جا که رسانه هاي ارتباطي نوين، حتي در غرب نيز رسانه هايي تازه و نو مي باشند هنوز آسيب هاي ناشي از آن ها به خوبي شناخته نشده است و با گذشت زمان، آسيب هاي آن ها شناخته شده و موجب نگراني والدين گشته است و يا اين که اخيرا سوءاستفاده از اين فضا بیشتر از گذشته گشته و از آن جا که کودکان در مقایسه با بزرگسالان بسیار آسیب پذیر تر می باشند، هدف بسیاری از این تهدیدها قرار می گیرند و همین امر موجبات نگرانی والدین را فراهم کرده است و سعی در کنترل بیش از پیش فعالیت فرزندان خود دارند.


در پایان می توان گفت گرچه اتصال به اینترنت از طریق موبایل می تواند تهدیدهای خاصی را به دنبال داشته باشد، اما امتیازات و مزایای آن بیش از این تهدیدها می باشد و مناسب است هر چه زودتر مسئولان وزارت ارتباطات و فناوری این امکان را برای کاربران ایرانی فراهم سازد چراکه برای مقابله با این تهدیدها که اکثرشان به مسائل امنیتی و حفاظتی اطلاعات باز می گردد، نرم افزارها و برنامه های متعدد امنیتی و حفاظتی طراحی شده است.                                              
           


نوشته هاي ديگران()

+ احساس ابتدايي

دانشجو :: پنجشنبه 3/12/1385 ساعت 5:37 عصر

هو المعين


ترم جديد شروع شده و در اين عصر ارتباطات و تکنولوژي، به جاي اين که دفتر جديد برداريم، بايد وبلاگ جديد درست کنيم.
وبلاگي براي مشق هاي مجازي!
اين بار براي درس فلسفه رسانه هاي جمعي.

از اون جا که رشته ام ارتباطاته با مباحث رسانه اي درگير بودم و به خاطر علاقه شخصي، دنبال مباحث فلسفي، اما هيچ وقت تصور نمي کردم بشه اين دو تا رو با هم جمع کرد: فلسفه رسانه. براي من ترکيب نسبتا مبهميه! درباره ي ترکيبات ديگه ي فلسفه شنيده بودم ،اکثرشون با يه علم ترکيب مي شدن: فلسفه علم، فلسفه تاريخ، فلسفه اخلاق، فلسفه سياست و... اما اين ترکيب برام خيلي جديده. تصور روشني هم ازش ندارم. تنها چيزي که هر بار با تکرار اين کلمات به ذهنم مي رسه چرايي وجود رسانه اس.


اميدوارم تا يکي دو هفته ديگه با توضيحات استاد اين ترکيب مبهم برام کاملا روشن شه!


 


نوشته هاي ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[4/3/1387- 11:32 ص] درساي دوست داشتني!
[آرشيو شده ها]

About Us!
دفتر مشق!
دانشجو[24]
دانشجوي رشته ارتباطات دانشگاه تهران
اين وبلاگ يک دفتر مشق مجازيه که بايد تکليفام رو بذارم توش! وبلاگي درباره فلسفه رسانه هاي جمعي!

اصلاحيه!... زمان افعال را ماضي نماييد!! با تشکر!
Link to Us!

دفتر مشق!

Hit
مجوع بازديدها: 3433 بازديد

امروز: 6 بازديد

ديروز: 3 بازديد

Day Links
فلسفه رسانه [34]
تاريخ فلسفه [42]
نوشتارهاي فلسفي [34]
کانون ايراني پژوهشگران فلسفه و حکمت [36]
جنگ افکار [71]
[آرشيو(5)]


Archive


تکالیف!!! [10]
فوق برنامه! [7]
اردو [6]

links
اميدزهرا
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
جهاد همچنان باقي است
يک لحظه با يک طلبه!
«روزي تو خواهي آمد.»
باسيدعلي‏تافتح‏قدس‏ومکه